Increase Sale

چطور فروشمان را در مدت کم به سرعت افزایش بدهیم؟

تا حالا به این فکر کردی چرا مردم برای بعضی از رستورانها  صف میکشن ولی بعضی مگس میپرونن.

یا محصولاتی که از قبل باید سفارش بدی ؛ یا دکترایی که از چند ماه قبل باید وقت بگیری؛

آرایشگرایی که دستمزدشون چند برابر بقییه‌ست تازه وقتشونم همیشه پره.

نمونه‌های زیادی وجود داره که در خقیقت اونها دنبال مشتری نیستن بلکه مشتری دنبال اوناست.

چرا با وجود این همه رقیب برای بعضی کسب و کارها اینقدر مشتری زیاده.چرا مردم بعضی وقتا اینجوری رفتار میکنن؟!

این رفتار مردم از کجا نشات میگیره؟چرا این محصولات یا خدمات اینقدر خواهان دارن؟!

میخواین دلیلشو بدونی؟

علت اصلی بیشتر شدن تقاضا نسبت به عرضه‌ست. یا در حقیقت همون فروش فوق‌العاده زیاد.

وقتی تقاضا برای یک محصول یا خدمت زیاد باشه تعداد خریداراش از تعداد اون محضول جلو میزنه.

وقتیمردم چیزی را بیش از ظرفیت موجود بخوان این اتفاق ممیافته.یه نمونه واقعیش همین چند وقت پیش برام اتفاق افتاد.

حتما سوهان قم رو نوش جان کردی؟سوهان‌های بین راهی را فراموش کن.اگر میخوای بدونی سوهان واقعی چه طعمی داره باید یه سر به سوهان فروشی‌های خوب مرکز قم بری.

یه آدرس گرفته بودم دم دمای عید .رفتم سوهان بخرم. به آدرس که رسیدم یه کم شک کردم.چون یه مغازه خیلی کوچک و یه کارگاه از اون کوچکتر.

رفتم داخل و به فروشنده گفتم یک بسته سوهان میخوام. میدونی چی گفت؟!! گفت نداریم!!!

باید از قبل اسمتون رو بنویسید پیش پرداخت بدید. یک هفته دیگه سفارشتون آماده میشه!!!

جالب اینکه نه تنها موجودی نداشت بلکه تا یک هفته بعد رو پیش فروش کرده بود.حال سوال اصلی اینجاست.

درسته سوهانش درجه یکه.آیا این تولید کننده نمیتونه تولیدشو اونقدر افزایش بده تا هر کی وارد مغازه شد دست خالی نره؟

چرا .میتونه.ولی اینکارو نمیکنه.چرا ؟ چون میدونه تا موقعی برای سوهانش سرو دست میشکنن که همیشه در دسترس نباشه.در اصل تقاضا نسبته به عرضه بیشتره.

راه دیگه ‌ای هم برای پیروزی تو این رقابت وجود داره.تو هموم قم یه سوهان فروشیه دیگه هست که با همین مثالی که زدم گرونترین سوهان‌های قم را تولید میکنن.ولی این یکی یه جور دیگه عمل کرده.

اومده سوهان‌هاشو با یه بسته بندی بسیار شیک عرضه کرده و در مدلهای بسیار متنوع.

با فروشگاههای خیلی شیک و بزرگ.در اصل رو برند خودش سرمایه‌گذاری کرده. هر وقت به فروشگاه‌شون مراجعه میکنید سرشون شلوغه.ولی همیشه موجودی دارن.

این دو رقیب با روشهای مختلف به نتایج مشابه که همون فروش زیاده دست پیدا کردن

فقط به این موضوع دقت کن که محصول هر دو این تولید کننده ها بسیار با کیفیت هستن.

یعنی اگر براشون صف میکشن بی دلیل نیست.و سوهان فروش هایی تو قم هستن با 50 سال سابقه الان دارن خاک میخورن.

مطلب مهمی که در مورد این تولید کننده ها باید بدونید اینه که هردوشون عاشق کارشون هستن و به مشتریان خودشون خیلی اهمیت میدن.هر وقت تونستی تو حوزه خودت نفر اول باشی میتونی با خیال راحت زندگی کیند و مطمئن باشی که اون سر دنیا هم باشی مشتریاتون میان سراغتون

دنیای امروز ما مدام در حال تغییره.ایده‌هایی که تا همین چند سال پیش جواب میدادن الان دیگه نتیجه نمیدن.

سرعت تغییرات بسیار بالاست.باید با تغییرات پیش برید و مدام در حال نو‌اوری باشید.هر موقع تقاضا برای محصولتون پبیشتر از عرضه تون شد میتونی خیالت راحت باشه که درآمدت هم بیشتر خواهد شد.و این فرصت ها هستن که دنبالتون میان.

پس این قانونو به خاطر بسپار :

قیمت یک محصول به این خاطر افزایش پیدا میکند که تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است.

Advertisements

تبلیغات؛ چوب دو سر طلا

امروزه هر جارو که مگاه میکنی از تبلیغات پر شده و چیزی که تو بیشتر این تبلیغات به خصوص تو شبکه های ماهواره‌ای و تلویزیونی می‌بینیم دروغ گفتن به مردم و مجبور کردن اونها به خریدن چیزهیایی که اصلا نیاز ندارن.

شاید این حرفم یه مقدار بدبینانه باشه.ولی واقعیته .

بله شاید بعضی وقتا این تبلیغات بتونن  بیشتر مردم را گول بزنن .به قول یه تبلیغ نویس معروف :


“شاید بنونید همیشه بعضی از مردم را گول بزنید ولی همیشه نمیتونید همه مردم را گول بزنید “

درسته یکی از شاخصهاتی موفقیت در تبلیغات ایجاد هیاهوست. ولی اگه قول‌های شگفت‌اوری در محصول به مردم بدید خیلی‌ها برای امتحان اون محصول متقاعد میشن ولی اگه همین افراد محصولتون را بخرن و امتحان کنن و متوجه بشن محصولتون به خوبی تبلیغاتی که کردید نیست قطعا دیگه این مشتری را نخواهید دید.

خوب فکرکنید؛ چند بار تاحالا یا چند بار پیش اومده با دیدن یه تبلیغ برای یک محصول متحیر شده‌اید و پس از یکبار خرید و استفاده از اون پشیمون شدید؟

حتما پیش خودتون فکر کردید که سرتون کلاه رفته.

اگر پیام تبلیغاتی شما چنین احساسی را در مشتریان برانگیزد با تبلیغات به هیچ جا نمیرسید.

ابلیغات موثر باعث افزایس فروش کالا میشه البته کالایی که به وعده‌های تبلیغاتی عمل کنه.

در ضمن تبلیغات موثر باعث افزایش فروش کالاهای بد هم میشود ولی فقط یکبار.

پس وقتی میخواید تبلیغات بسازید نکات زیر را رعایت کنید تا موفق بشید:

یک – هرگز وعده ه‌ای ندید که نتونید به اون عمل کنید

دو – بهترین خصویات آنچه میخواید بفروشید تعییت کنید و سپس تبلیغات را حول و حوض همین خصویات بپرورانید

سه – سعی کنید پیام تبلیغاتی به یاد ماندنی‌ای برای محصول خود خلق کنید.

اگر پیام تبلیغاتی شما ابتکاری،روشن و دقیق باشد،اگر محصول یا خدمات شما واقعا به مردم فایده برساند و تبلیغات و سروصدایی را که براه انداخته‌اید جوابگو باشد در این صورت در مسیر صحیح برای تبلیغات موثر قرار گرفته‌اید.

پس چیزی که باعث میشود تبلیغات موثر باشد نکات زیر است:

ابتکاری

تند و کوبنده

به یادماندنی

واضح و روشن

روشنگر

Custumers Mind

چگونه ذهن مشتری را بخوانیم قبل از اینکه حرفی زده باشد

حتما اولین چیزی که به ذهنتون میرسه اینه که مشتری جنساتونو نگاه میکنه میگه عجی ویترینی چیدید!

یا جنساشون ایرانیه یا خارجی؟ یا از مغازه بغلی گرونتر میفروشه با ارزونتر ؟

البته این مثالی که زدم مثال مغازه‌اییه.ولی تو هر نوع کسب و کاری شرایط مشابه.

تو هر خرید و فورشی که اتفاق منی‌افته چه مغازه‌دار باشی یا فروشنده هایپر .فروشگاه آنلاین داشته باشی و یا خرید و فروش ماشین و خونه انجام میدی ؛

4 تا سوال تو ذهن مشتری شکل میگیره که بصورت غیر کلامی تو فکرش کلنجار میره.یعنی اینکه داره با خودش حرف میزنه .

 در واقع ما داریم فکر مشتری رو میخونیم.

اولین سوالی که تو ذهن مشتری وجود داره اینه که “فروشنده میخواد چی به من بفروشه

و دوم اینکه به چه قیمتی میخواد بفروشه.

در حقیقت معنی این دو سوال با همدیگه اینه  “پیشنهادت چیه؟

و جوابش باید طوری باشه که  شخص رو مطمئن کنه که کالایی که داره میخره هم با کیفیته و هم قیمت مناسب داره.

ده میلیون به من بده تا سرطانتو خوب کنم.(چون کعامله بر سر زندگی شخصه خیلی هم ارزون به نظر میرسه)

ده هزار بده یه بطر آب معدنی بهت بدم (خوب البته شرایط متفاوته اگه وسط بیابون باشی و از تشنگی در حال مردن ده هزار تومان ارزونه ولی اگه تو شهر باشی و از دکه بخوای بخری خیلی گرون)

پس پیشنهاد در هر حال باید عادلانه و منطقی باشه.ما اینجا در مورد کلاهبرادای و گول زدن صحبت نمیکنیم چون پایه و اساس هر کسب و کاری اگر دروغ باشه دوام نمیاره.

یه فروشنده خوب بار اول مشتری را شگفت زده میکند و دفعات بعد هم همچنان اینکارو تکرار میکنه.اینجوریه که سودهای آنچنانی بدست میاره.

و اما سوالات بعدی که تو ذهن مشتری شکل میگیره

سوال سوم: چرا باید از تو خرید کنم؟

که ارتباط مستقیم با اعتماد خریدار داره.اگر مشتری بهت اعتماد نکنه هیچ خریدی اتفاق نمی‌افته.

و سوال آخر اینکه: چه منفعتی برام داره ؟

میدونم یه کم پبیشه سوال قبلیه ولی اینطور نیست. معنیش اینه که چه فواید و چه سودی براش داره.

درسته مردم محصولات را میخرند ولی در اصل چیزی که میخوان منافع و مزایای اون محصوله.

مردم لباس مارکدار را بخاطر کلاس و پرستیژه که می‌خرن.

اگر تو ذهنش به این نتیجه برسه که هیچ نفعی براش نداره اصلا به حرفت گوش نمیده.

یک اصل تو بازاریابی هست که میگه مردم براساس احساسات خرید میکنند نه بر اساس منطق.

یه نگاه دوباره به سوالایی که تو ذهن مشتری هست بنداز.متوجه میشی که 3 سوال اول از منطق خریدار سرچشمه میگیره و یه سوال از احساسش.

اما تمرکز 100 درصد به احساس خریدار فقط مدت کوتاهی میتونه جواب بده و خریداران بعد از مدتی از شما دور میشن.

پس باید چیکار کرد؟

اینجاست که تو بجای یک پیشنهاد یک پیشنهاد غیر قابل رد شدن میدی.این نوع پیشنهاد اینقدر منافع باری مشتری داره که نمی‌تونه اونو رد کنه و نادیده بگیره.

این پیشنهاد چیه؟ چه ویژگیهایی باید داشته باشه؟ چطوری ایجادش کنیم؟ جواب این سوالارو تو یه مقاله دیگه میدم.